مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

836

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - اى فاطمه دختر محمد ! آيا نمىخواهى كه در قيامت هر امر كه كنى در حق اين خلق أطاعت كنند ؟ آيا راضى نيستى كه پسر تو از حاملان عرش حق تعالى باشد ؟ آيا راضى نيستى كه پدر تو شفيع روز جزا باشد ؟ آيا راضى نيستى كه شوهر تو ساقى حوض كوثر باشد در روزى كه همهء خلق تشنه باشند ، دوستان خود را از آن حوض سيراب گرداند ودشمنان خود را براند ودور گرداند ؟ آيا راضى نيستى كه شوهر تو قسمت كنندهء جهنم باشد ، وجهنم را هر امرى كه بفرمايد أطاعت نمايد ، هر كه را خواهد از جهنم بيرون آورد وهر كه را خواهد در جهنم بگذارد ؟ آيا راضى نيستى كه نظر كنى به ملائكة كه در أطراف آسمان ايستاده باشند وهمه به سوى تو نظر كنند ومنتظر فرمان تو باشند ، وهر چه فرمايى أطاعت نمايند ، ونظر كنند به سوى شوهر تو كه نزد عرش خدا با دشمنان خود مخاصمه كند ؟ پس گمان دارى كه خدا چه خواهد كرد با كشندهء فرزند تو ، وبا كشندگان شوهر تو در وقتي كه محبت أو بر همهء خلايق تمام شود ، وآتش جهنم را امر كنند كه اورا أطاعت نمايد ؟ آيا راضى نيستى كه ملائكهء مقربان براي فرزند تو گريه كنند وبر أو نهايت تأسف واندوه داشته باشند ؟ آيا راضى نيستى كه هر كه به زيارة أو رود در ضمان خدا باشد ، وهر كه به زيارة أو رود چنان باشد كه به حج خانهء خدا رفته باشد وحج عمره به جا آورده باشد ، يك چشم زدن از رحمت حق تعالى خالى نباشد ، واگر بميرد شهيد مرده باشد ، واگر زنده بماند پيوسته حافظان اعمال براي أو دعا كنند تا زنده باشد ، وهميشه در حفظ وأمان خدا باشد تا از دنيا مفارقت نمايد ؟ » حضرت فاطمه عليها السلام گفت : « اى پدر ! راضى شدم ، وامر خدا را تسليم كردم ، وتوكل بر خدا نمودم . » پس حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم دست مبارك خود را بر دل أو ماليد وآب ديده‌هاى مبارك اورا پاك كرد وفرمود : « من وشوهر تو ودو پسر تو در مكاني خواهيم بود كه ديدهء تو روشن ودل تو شاد باشد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 554 - 556 وديگر در تفسير فرات سند به ابىعبداللَّه عليه السلام پيوسته مىشود . مىفرمايد : يك روز فاطمه عليها السلام حسين را در آغوش داشت . رسول خدا أو را از فاطمه بگرفت . وقال : « لعن اللَّه قاتلك ، ولعن اللَّه سالبك ، وأهلك اللَّه المتوازرين عليك ، وحكم اللَّه بيني وبين مَنْ أعان عليك » . فرمود : « لعن كند خداوند كشندهء تورا ، وباز كنندهء سلب 1 تورا . وهلاك كند نيرو دهندهء خصم تورا . وخداوند حكم كند در ميان من ودشمن تو . » فاطمه عرض كرد : « اى پدر ! اين چيست كه مىگويى ؟ » قال : « يا بنتاه ! ذكرت ما يصيبه بعدي وبعدكِ من الأذى والظّلم والغدر والبغي ، وهو يومئذ في عصبة كأنّهم نجوم السّماء يتهادون إلى القتل ، وكأ نّي أنظر إلى معسكرهم وإلى موضع رحالهم وتربتهم . » فرمود : « اى فرزند من ! مرا به ياد آمد آن مصايب كه بعد از من وبعد از تو اورا فرو مىگيرد از ستم‌هاى -